سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

285

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

قالب شعرى تقديس و تجليل مىكند . در موسم حج بود كه اين دو مىكوشند تا به حجر الاسود نزديك شوند . مردم راه را براى زين العابدين ، باز كردند درحالىكه خليفه تلاش مىكرد تا به اين سنگ مقدّس برسد . اين عمل براى هشام توهين‌آميز بود و او با حالتى طعن‌آميز با تجاهل پرسيد كه اين كيست كه مردم به دو تقدّم و برترى مىدهند ؟ فرزدق كه در صحنه حاضر بود ناگهان با شنيدن اين سخن فى البداهه قصيده‌اى سرود و خطاب به هشام آن را قرائت كرد . چند بيت از اين قصيده مشهور كه به عنوان يكى از شاهكارهاى فرزدق در ادبيات عرب قلمداد مىشود در اينجا شايان يادآورى است : اى كه مرا از سر منزل جود و كرم همىپرسى ، مرا از نشان آن سخنى است كه چون جويندگانش فرا رسند بازخواهم‌گفت . اين - كه تو او را نمىشناسى - همان كسى است كه سرزمين « بطحا » جاى گامهايش را مىشناسند و كعبه و حل و حرم در شناسائيش همدم و همقدمند . اين ، فرزند بهترين همگى بندگان خداست ، اين ، همان شخصيّت منزّه از هر آلودگى و رذليّت و پيراسته از هر عيب و علّت مبرا از هر مذمّت و منقصت و كوه بلند علم و فضيلت پرتوافكن هدايت است . اين ، كسى است كه « احمد مختار » پدر او است ، كه تا هر زمان قلم قضاء بر لوح قدر بگردش باشد ، درود و رحمت خدا بر روان او روان باد . اگر « ركن » بداند كه كدامين كس ببوسيدنش گام فرا نهاده هرآينه فرو خواهد افتاد تا جاى پاى او را بوسه زند . اين همان على ( بن الحسين ) است كه پدرش پيامبر خداست همان پيامبرى كه اقوام و امم در پرتو عنايتش رهسپار سرمنزل هدايت گشته‌اند . ( 25 ) صحّت اين قصيدهء معروف فرزدق و مناسبتى كه در آن اين اشعار را سروده و قرائت كرده است ، هرگز مورد سؤال قرار نگرفته است . بنابراين بايد آن را به عنوان يكى از معتبرترين و مفيدترين سند معاصر زين العابدين ( ع ) كه در وصف آن حضرت است در نظر گرفت و تأكيدى را كه وى بر شرافت مولد آن بزرگ به عنوان نسل پيامبر دارد و تمايز او از محمد بن الحنفيه در پيش رو داشت . جالب اينجا است كه شاعر ، در ستايش زين العابدين ( ع ) با تأكيد بر نواده فاطمه بودن و نبيره پيامبر بودن او را توصيف مىكند و بعنوان نوه على بن أبي طالب ( ع ) به دو